پنج شنبه ، ۳ فروردین ۱۳۹۶
خانه / فرهنگی و مذهبی / ۵۲ پرسش فلسفی و منطقی برای کودکان

۵۲ پرسش فلسفی و منطقی برای کودکان

۵۲ پرسش فلسفی و منطقی برای کودکان

همه ی کسانی که با کودکان سر و کار دارند ــ مانند پدر و مادرها و یا در کودکستان ها و آموزشگاه های دبستانی ــ به دفعات با پرسش های بسیار دشوار ی از سوی کودکان روبه رو می شوند. بچه ها بیشرتشان کوچولو فیلسوف بوده و پرسش های آنقدر دشواری می پرسند که پاسخ دادن به آنها چندان آسان نیست. اگر هم پاسخشان داده شود، خود همین پاسخ موجب سر برآوردن پرسش های دیگری نزد آنان خواهد شد.

آرمان این پرسش ها این نیست که کودکان را به یک فیلسو ف [حرفه ای] یا به گنجینه ی دانش ها تبدیل کند! بلکه هدف این است که انگیزه و خوی پرسشگری را در آنها شکوفا کند. باید کودکان از دیدگاه خودشان به پرسش ها پاسخ دهند و تنها (در صور ت نیاز) باهدف وضوح بخشی به پرسش، به آنها یاری شود. همه ی این پرسش ها لزوماً پاسخ [سر راستی] ندارند و شاید برخی از آنها پرسش های نوینی را به دنبال خود داشته باشند!

چرا 52 پرسش؟ شمار هفته های سال 52 تاست، برای هر هفته یک پرسش که هم راه بند انجام تکالیف آموزشگاه نشود و هم کودک زمان بایسته برای اندیشیدن به آنها را داشته باشد.

(بنویس/ بپرس/ نقاشی کن)

۱) تو کیستی؟ چگونه به وجود آمده ای؟

۲) به نظرِ تو زندگی از چه زمانی آغاز شده است؟ آیا پایانی هم دارد؟

۳) به باورِ تو در ستارگانِ دوردستِ آسمان، زندگی میتواند وجود داشته باشد؟ اگر در آنجا زندگی وجود داشته باشد، گمان میکنی جاندارانش چه شکلی باشند؟

۴) تصور کن آدمها مانند گیاهان از زمین برویند. دراینصورت، آنها چه شکلی خواهند بود؟

۵) آیا تو زیبا هستی؟ زیرک و خردمندی؟ زیبایی و زیرکی و خردمندی چیستند؟

۶) تو احساس داری؟ چه چیزی را احساس میکنی؟

۷) آیا باور میکنی کسانِ دیگر هم مانندِ تو دارای احساس باشند؟ میتوانی احساساتِ خودت و احساساتِ آنها را ببینی؟ چگونه؟

۸) آیا جانورانِ دیگر (حیواناتِ اهلی، مورچه، پرنده، ماهی و …) احساس دارند؟ درد را احساس میکنند، یا دلشان تنگ میشود؟ تاکنون هیچ جانوری را در حالِ دردکشیدن دیده ای؟

۹) اگر بتوانی خودت را به یک جانورِ دیگر تبدیل کنی، دوست داری به کدامیک از آنها تبدیل شوی؟ چرا؟

۱۰) فکر میکنی درخت و گُل و گیاه میتوانند احساس داشته باشند؟ به گمانِ تو کدام گُل از همه ی گُلها زیباتر است؟ کدام میوه به نظرت از همه ی میوه ها خوشمزه تر است؟

۱۱) آیا تو می اندیشی؟ درباره ی چه چیزی می اندیشی؟

۱۲) راستی! آدمی با اندیشیدن خودش را میشناسد، یا باید نخست خودش را بشناسد تا بعدازآن، بتواند بیندیشد؟

۱۳) آیا شنیدنِ ترانه و آهنگ برای تو خوشایند است؟ دوست داری نقاشی بکشی؟ از نگاه کردن به پیکره ها و تندیس ها خوشت می آید؟ تاکنون به دیدنِ تئاتر رفته ای؟ از پایکوبی کردن و دست افشاندن لذّت میبری؟ به همه ی این کارها »هنر« می گویند و به کسانی که این کارها را می کنند، می گویند »هنرمند«. آیا اکنون می دانی هنر چیست؟ دوست داری هنرمند بشوی؟

۱۴) دوست داری ورزش کنی؟ چه ورزشی؟ ورزش برای تندرستی نیاز است. از کجا میدانی که تندرست هستی؟ از تندرستی خوشت می آید؟

۱۵) اگر تندرست باشی، آیا باید کار بکنی؟ چرا باید کار بکنیم؟ آیا ما زندگی می کنیم برای اینکه کار بکنیم، یا [برعکس]، باید کار کنیم تا بتوانیم زندگی کنیم؟

۱۶) اگر تو یک فردِ کم توان باشی، چگونه کارهای روزانه ات را انجام می دهی؟ اگر کم توان نیستی، آیا دراین باره اندیشه می کنی که کسانِ کم توان کارهایشان را چگونه انجام می دهند؟

۱۷) از اینکه به مدرسه می روی و درس می خوانی، شادمان هستی؟ چرا باید در مدرسه درس بخوانیم؟

۱۸) کدام درس را از همه ی درس های دیگر بیشتر دوست داری؟ چرا؟

۱۹) چرا باید درسِ ریاضی را یاد بگیریم؟ تنها برای اینکه بتوانیم همه ی «چیزها» را بشماریم؟ میدانی چه «چیزهایی» را نمی توانیم بشماریم؟

۲۰) آیا نیاز است درس های دیگر را یاد بگیریم؟ چرا؛ به چه دردی می خورند؟

۲۱) آیا نیاز است به غیراز زبانِ پارسی، زبانِ دیگری هم یاد بگیریم؟ چرا؟ تو به غیراز زبانِ پارسی، زبانِ دیگری هم بلدی؟ میتوانی به آن زبان پاسخِ این پرسش را بدهی؟

۲۲) می دانی یک سال، چند هفته، چند روز، چند ساعت و چند دقیقه است؟ تو تا این هنگام چند دقیقه زندگی کرده ای؟

۲۳) اگر کسی تنها 42 ساعت زندگی کند، از دیدِ تو زمانش را چگونه می گذراند؟ می توانی او را یاری بدهی و زمانش را برایش ساماندهی کنی؟

۲۴) ساعاتِ یک روز از زندگی ات را چگونه سپری می کنی؟ برای نمونه از ساعتِ 8 بامداد تا 8 شامگاه.

۲۵) آیا می دانی که هر آدمی در شبانه روز باید 8 ساعت بخوابد؟ تو چند ساعت می خوابی؟ چرا باید بخوابیم؟ آیا هر جانداری به خواب نیاز دارد؟

۲۶) بسیاری وقت ها که می خوابیم، خواب می بینیم. تو هم خواب می بینی؟ می توانی یکی از خوابهایت را تعریف کنی؟

۲۷) آیا خواب دیدن، ارتباطی به رویدادهای زندگیِ روزانه مان دارد؟ آن چیزهایی که در زندگی آرزویشان را داریم، آیا می توانیم در خواب آنها را به دست بیاوریم؟ تو تاکنون خوابی دیده ای که سپس رخ داده باشد؟

۲۸) باور می کنی جانورانِ دیگر هم خواب ببینند؟ به نظرت خوابِ چه چیزی را می بینند؟ آیا می توانی یکی از خواب های خودت و یا یکی از خواب های جانورِ دیگری را نقاشی کنی؟

۲۹) آب، خاک و انرژی (آتش) برای زندگی موردِ نیازند. نباید آنها را آلوده کنیم و یا در کاربردشان زیاده روی کنیم. باور می کنی اگر یکی از این منابع پایان یابد، بازهم زندگی همچنان می تواند ادامه پیدا کند؟ چرا؟

۳۰) باید نگهدارِ محیطِ زیست، یعنی جایگاهِ زندگی و دوروبرمان، باشیم و آن را پاکیزه نگه داریم. چرا؟ آیا تو نیز به [سالم ماندنِ[ محیطِ زیستِ خودت یاری می رسانی؟ چگونه؟

۳۱) از دیدِ تو طبیعت زیباست؟ فکر می کنی از میانِ کوه، تپه، دشت، دره، جنگل و بیابان، کدامیک از بقیه زیباتر است؟ چرا؟

۳۲) می دانی «دوست داشتن» چیست؟ آیا می توانی مفهومِ «دوست داشتن» را تعریف کنی؟ تو چه کسی را، یا چه چیزی را بسیار دوست داری؟ چرا؟

۳۳) به نظرِ تو همه ی آدم ها یا «چیزها»ی دوست داشتنی، زیبا هستند؟ یا برعکس، همه ی آدم ها یا «چیزها»ی زیبا، دوست داشتنی هستند؟ چرا؟

۳۴) کسانِ دیگر (برای نمونه خواهر و برادرت و یا دوستت) چگونه بفهمند که تو آنها را دوست داری؟ آیا نیاز است به آنها بگویی که دوستشان داری، یا بهتر است این موضوع به صورتِ یک راز باقی بماند؟ چرا؟

۳۵) آدمی بسیاری اوقات تنهاست؛ هنگامی که میخوابد به تنهایی میخوابد، هنگامی که بیمار میشود به تنهایی بیمار می شود، هنگامی هم که می میرد به تنهایی می میرد. آیا آدمی موجودی تنهایی طلب [دوست دارِ تنهایی] است یا موجودی اجتماعی؟

۳۶) آیا هر اَز چند گاه احساسِ تنهایی میکنی؟ چرا؟ فکر میکنی کسانِ دیگر هم مانند تو، هر اَز چندگاه احساسِ تنهایی می کنند؟

۳۷) فکر می کنی نزدیکانت،همیشه یا دستِ کم پاره ای اوقات، تو را درک می کنند؟ آیا تو هم همیشه یا برخی وقت ها آن ها را درک می کنی؟ چرا؟

۳۸) هراَزگاهی برخی کارهایی که آدمها می کنند، می گوییم «نادرست» است. از کجا می فهمیم که یک کار «نادرست» است یا «درست»؟ اگر آدم های دور و برت اشتباه کردند، اشتباهشان را به آنها می گویی؟ آیا تو هم دوست داری آنها اشتباهاتت را به تو یادآوری کنند؟ چرا؟

۳۹) دوست داری هر کاری یا هر چیزی را که می خواهی، انجام بدهی و کسی هم جلوی تو را نگیرد؟ چرا؟ فکر میکنی آدمهای دیگر هم همین آرزو را دارند؟

۴۰) اگر هرکسی هر کاری دلش خواست انجام دهد و هرچه دلش خواست برای خودش بردارد، فکر می کنی چه اتفاقی می افتد؟ درآن صورت زندگی آسان تر خواهد بود یا دشوارتر؟

۴۱) قوانین و رسم و رسوم، برنامه ها و نقشه هایی هستند که آدم ها برای زندگی و پیوند میان مردم و کارهای روزانه، آن ها را نوشته و به کار بسته اند. از دیدِ تو اگر همه ی آدم ها از این قوانین پیروی کنند، زندگی راحت و آسان تر می شود؟ چرا؟

۴۲) قانون می گوید که تو باید از همه ی قوانین پیروی کنی وگرنه کیفر داده می شوی. از کجا می دانی آن کسانی که قوانین را نوشته اند، اشتباه نکرده اند؟ اگر یکی از قوانین را دوست نداشته باشی، بازهم آن را رعایت می کنی؟

۴۳) برگزیدنِ نوعِ پوشش، حقِ شخصیِ هرکسی است. ولی از همان دَمی که از مادر زاده می شویم، خانواده، فرهنگ، آیین و قوانینِ اجتماعی به ما فرمان می دهند که چگونه لباس بپوشیم. آیا ما می توانیم (در هر جایی و در هر زمانی) هرگونه پوشیدنی ای را که دوست داریم، بپوشیم؟

۴۴) فیلسوفی گفته است: «تو به همان چیزی تبدیل میشوی که میخوری». آیا تو پیش از این که چیزی را بخوری، به آن خوراکی فکر می کنی؟ اگر یک سیب یا گوشتِ ماهی یا برّ ه و مرغ بخوری، آیا به این چیزها تبدیل می شوی؟

۴۵) همه ی آدم ها شایسته ی ارج نهادن اند! ولی (هراَزگاهی و در برخی جاها) برخی آدم ها به خاطر قدرت، پول، دانشِ گسترده، روشن فکر بودن، هنرمندی و یا [گیرایی و زیباییِ] چهره شان، ارجِ بیشتری به آن ها گذاشته می شود. آیا تو به خودِ آدم ها ارج می نهی یا به جایگاه و موقعیتِ اجتماعی شان؟ چرا؟

۴۶) به چیزهایی مانندِ چکامه [= شعر]، حکایت، رُمان، نثر، دِرام و … می گوییم «ادبیات». بسیاری کسان باور دارند که ادبیات زندگی را زیباتر می کند! دیدگاهِ تو چیست؟ تصور کن اگر هیچکدام از این ها نبودند زندگی چه شکلی می شد؟ تو به کدامیک از این بخش های ادبیات دلبستگی داری و آن را می خوانی؟ چرا؟

۴۷) چرا باید کوچک ترها به سخنِ مادر و پدر، آموزگار و کسانِ بزرگ تر از خودشان گوش بدهند؟ اگر آن آدم بزرگ ها اشتباه بکنند، آیا بازهم باید به سخنشان گوش داد؟ آیا کودکان باید به سخنِ آدم بزرگ هایی هم که نمی شناسند، گوش بدهند؟ آیا تو تنها به سخنِ کسانی گوش می دهی که آنها را می شناسی؟ چرا؟

۴۸) هنگامی که از تو می خواهند کاری را بکنی یا وظیفه ای را انجام دهی، چرا آن کار یا وظیفه را انجام می دهی؟
– برای اینکه آن کار یا وظیفه به نظرت درست است؟
– برای اینکه کسی بزرگ تر از خودت آن را از تو درخواست کرده است؟
– چون قانون فرمان داده است؟
– چون آن کار یا وظیفه خوشایند است؟
– یا شاید می ترسی اگر آن کار یا وظیفه را انجام ندهی، کیفر داده شوی؟

۴۹) آیا نیاز است به مردمِ دیگر یاری برسانیم؟ چرا؟ آیا تنها باید کسانی را یاری کنیم که آنها را می شناسیم یا باید هرکسی را که به یاوری نیاز دارد، یاری کنیم؟

۵۰) هنگامی که به کسی یاری می کنیم، آیا این کار را به خاطرِ دلخوشیِ خودمان انجام می دهیم یا برای اینکه آنکس شادمان شود؟

۵۱) فکر می کنی آدم ها، جانوران، گیاهان، طبیعت و جهان همینطوری خود به خودی به وجود آمده اند؟ یا خدا آنها را به وجود آورده است؟

۵۲) فکر می کنی اگر پرسیدن وجود نداشت، زندگی آسان تر می شد یا دشوارتر؟

نوشته ی: کریم مصطفی / مترجم: احمد علی پور

همچنین ببینید

عالم ذر چه عالمی است

1. عالم ذرّ پایین ترین مرتبه ی عالم مثال یا برزخ نزولی یا ملکوت سفلی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *