سه شنبه ، ۵ بهمن ۱۳۹۵
خانه / سرگرمی و تفریحی / شعر داستان بلبل و بچه اش

شعر داستان بلبل و بچه اش

بلبلی در شکاف یک دیوار / داشت در لانه جوجه ای به کنار
هر دم از بهر جوجه می آورد / خوردنیهای خوب و خوش بسیار

شعر داستان بلبل و بچه اش (2)

جوجه نو رسیده تا چندی / در زمستان به لانه داشت قرار
چون کمی شد بزرگتر جوجه / رفت سرما رسید فصل بهار

سبزه ها سبز شد به کوه و به دشت / گل درآمد به کوچه و بازار
روزی از صبح زود، بلبل رفت / تا ز باغ آورد گل بی خار
جوجه هم شد زبوی گل سرمست / گفت (من هم روم به گشت و گذار
تا کی اینجا به لانه بنشینم / من هم آخر پرنده ام انگار)
پس به آهستگی قدم برداشت / همچو مادر به لانه در رفتار
از دم آشیانه کرد نگاه / به در و دشت از سر دیوار
خواست چون بلبلان کند پرواز / نغمه خوانی کند به صورت هزار
نشد اما درست بال و پرش / صاف آماده تا شود رهوار
دید پرواز کار دشواری است / گر بیفتد شود به رنج دچار
جوجه ترسید و ماند در لانه / از غم ناتوانی اش غم دار
گفت با خود (نمی شود هرگز / قسمت من سیاحت گلزار)

شب چو بلبل به خانه آمد دید / جوجه را گریه کرده گریه زار
حال پرسید و جوجه داد جواب: / ننه جان دست از دلم بردار
من بسی ناتوان و بدبختم / پر و بالم کج است و ناهنجار
از پریدن چنان کنم وحشت / که ز لولو کنند خلق فرار
ماندن توی لانه هم ستمی است / که مرا می کند ز غم بیمار
هیچ کس نیست مثل من بدبخت / هیچ کس نیست مثل من ناچار
گر در اینجا همیشه بنشینم / می شوم من زعمر خود بیزار
ناامیدم ز هر چه می بینم / ز پر و بال خویش دارم عار
چیست این لانه، چیست این خانه / روی این پرتگاه ناهموار
مردم از غصه ای خدا مردم / حال من شد خراب و کارم زار

گفت بلبل به جوجه: ای فرزند / دل خود را چنین به غم مسپار

شعر داستان بلبل و بچه اش (3)

گر چنین زود ناامید شوی / نشوی از زمانه برخوردار
این نه بدبختی است، نه عیب است / نه مصیبت، نه جای داد و هوار

کودکی، کودکان نمی دانند / وقت هر چیز و نوبت هر کار
بچه آدم از تو گنده تر است / او هم استاد نیست اول بار
روز اول نمی شناسد هیچ / فرق گنجشک و مرغ بوتیمار
سال ها توی خانه می ماند / می کند بازی و ادا اطوار
با نخ و دستمال و پستانک / با کتاب و عروسک و ابزار
سالها نیز درس می خواند / تا شود روزی آدم دل دار
آن یکی می شود مهندس برق / آن یکی دکتر، آن یکی معمار
آن یکی شاعر، آن یکی تاجر / آن یکی زرگر، آن یکی نجار
آن یکی درس خوان و دانشمند / آن یکی کار ورز و صاحب کار
با سوادش به چشم خلق عزیز / بی سوادش خفیف و زار و نزار
گرچه ما غیر آدمیزادیم / کار دنیا خوش است آدم وار
اندک اندک شود درخت بزرگ / دانه دانه است غله در انبار
زندگی را هزار مشکل هست / چاره اش گاه ساده گه دشوار
شکوه از لانه بلند مکن / بلبلان را چنین خوش است شعار
ما ز دشمن چنین پناه آریم / روی دیوار و جای گوشه کنار
گر زدشمن کسی حذر نکند / بیند از دشمنان بسی آزار
پای دیوار صد خطر دارد / در زمین آدم است و گربه و مار
گربه بلبل خور است و آدم نیز / با قفس می کند همیشه شکار
تو هنوز از قفس ندیدی هیچ / لانه ای بسته شش طرف به حصار

صبر کن تا کمی بزرگ شوی / یادگیری حکایت گل و خار
بعد از آن وقت شادی است و نشاط / روز پرواز و عیش و بوس و کنار
گر تو پرواز دوست می داری / وقت آن می رسد شتاب میار
راز هر کار یاد می گیری / گرچه حالا پر است از اسرار
من پریدن تو را بیاموزم / چون تو را بال و پر شود پروار
درس آواز نیز خواهم داد / چون صدایت شود به خواندن یار
تا بدانی که فرق ها دارد / نغمه مرغ و نغمه دف و تار
با گلت نیز آشنا سازم / هست در باغ گل هزار هزار
دانه جستن ولی عجیب تر است / کار این است و مابقی پندار
غم مخور ای عزیز روزی چند / روز خود را زغم مکن شب تار
وقت آن می رسد که ما همراه / روی باد هوا شویم سوار
وقت آن می رسد که با یک خیز / بپری تا سر درخت چنار
وقت آن می رسد که برچینی / در زمین دانه های توت و انار
وقت آن می رسد که شب تا صبح / با گل و غنچه یار باشی یار
وقت آن می رسد که رقص کنی / ساعتی روی شاخ گل صدبار
کار دنیا به نوبت است و زمان / کار و کوشش ثمر دهد ناچار
کودکی وقت دانش آموزی است / بشنو این پند را زمن زنهار
ناامیدی مکن به این زودی / صبر کن صبر میوه آرد بار

نگارش: مهدی آذر یزدی

همچنین ببینید

طالع بینی پرنده ماه تولد شما

اول فروردین تا 25 فروردین شاهین مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *