یکشنبه ، ۶ فروردین ۱۳۹۶
خانه / سرگرمی و تفریحی / لطیفه های انگلیسی با ترجمه سری (۱)

لطیفه های انگلیسی با ترجمه سری (۱)

لطیفه های انگلیسی با ترجمه سری (۱) (2)
لطیفه های انگلیسی با ترجمه سری (۱)

خداوند انسان را آفرید و به او گفت:

: God created man and then told him

هر گوشه از زمین را که بگردی میتوانی رویای ایده آل خود را پیدا کنی .

. Wherever in the world you wander about, you may find your ideal dream

آنگاه بود که خداوند زمین را گرد آفرید .

! Then he created the world globe-shaped

از یک بچه پرسیدند :

 : A kid was asked

آن چه موجودی است که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش و لباس میدهد؟

“.Name the creature who gives us meat, milk, yoghurt, shoes and clothes”

بچه گفت : پدرم .

 “! The kid replied : ”My daddy

آقای بینز با همسرش به پیك نیك رفتند .

.Mr. Beans and his wife went on a picnic

همسرش پیشنهاد کرد : بیا زیر اون درخت بنشینیم .

“.His wife suggested, “Let’s settle under the tree over there

آقای بینز مخالفت کرد و گفت:

:Mr. Beans disagreed and said

“نه ! همین وسط جاده امن تره! زود قالی را بینداز!”

!No!Right here in the middle of the road is more secure! Set the rug!Hurry up

همسرش گفت: آخر اینجا ممکن است ماشین به ما بزند !

“!His wife said, ”But here a car might strike us then

ولی آقای بینز با اصرار وسط جاده قالی را پهن کرد

However Mr. Beans urged and they set the rug there

و دو نفری وسط جاده نشستند !

!and they, together, sat on the rug in the middle of the road

کمی بعدیک كامیون به طرفشان آمد و مرتب بوق زد،

,A little while later, a truck approached and horned constantly

اما آنها از جایشان تكان نخوردند. راننده كامیون هم فرمان را پیچانید و به درخت خورد .

.but they didn’t care to move!So the driver turned the role and struck the tree

آقای بینز گفت: دیدی گفتم وسط جاده امن تر است !

.He said:“You see I was right to say it’s more secure in the middle of the road

اگر زیر آن درخت نشسته بودیم حالا هر دوی ما مرده بودیم!

.Had we settled under the tree, we ‘d both have been struck dead now

یک روز یک دروغگو یک دروغگوی دیگر را دید و به او گفت:

,A liar once met another liar and told him

من به شکار رفتم و هفت خرگوش و پنج آهو و سه شیر گرفتم.

”.I went hunting and caught seven rabbits , five stags and three lions”

دومی گفت فقط همین!

“!?The second liar claimed, ”Only this much

او هم گفت: مگر با یک تیر بیشتر از این می شود شکار کرد!

?The liar hunter said, ”Is it possible to hunt more than this

تازه تفنگ هم نداشتم !

“!?By the time I didn’t even have guns

یک روز مردی مرد .

.Once a man kicked the bucket

وقتی دوستانش از پسرش پرسیدند چطور شد که پدرت مرد

,When the friends asked his son the reason why he died

پسر گفت : “شیر خورد و مرد .”

“.the kid said : ”He died because of milk

دوست دیگری از او پرسید : شیر فاسد بود؟

“?Another friend : “Was the milk spoilt

” نه . او داشت شیر می خورد که ناگهان گاو روی او نشست !

“!No, he died because while drinking the milk, the cow suddenly sat on him”

آقای بینز با شادمانی به دوستش گفت:

,Mr. Beans, happily, told his friend

من بالاخره این پازل رو بعد از 3 سال حل كردم!

”.I finally did the puzzle after three years”

دوستش گفت : 3 سال زیاد نیست؟

“.Isn’t it too long for three years?” asked his friend

او هم گفت : البته که نه ! روی جعبه اش نوشته 3 تا 5 سال!

“!Of course not!” he said. ”On the label it is printed, For Three to Five Years”

به آقای بینز گفتند :”عجله کنید سوار شوید قطار دارد میرود!”

“!Mr. Beans was warned: “Hurry up ! The train is leaving

او هم گفت : كجا میتواند برود ؟ بلیط دست من است!

“!And he replied, “Where can it go? The ticket is with me

در یک مسابقه شرط بندی اسبدوانی

In a horse race betting

آقای بینز صد هزار دلار روی اسب شماره 28 شرط بندی كرد

Mr. Beans bet one thousand dollars on the horse No.28

و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد.

.and he happened to win the bet

مسئول برگزاری مسابقه از او پرسید:

,The man in charge of the competition asked him

چطور این همه پول را روی اسب شماره 28 شرط بندی كردید؟

“?How dared you to bet so much money on the horse No. 28”

او گفت:دیشب درخواب می دیدم كه دائما جلوی چشمهایم عدد 6 و عدد 2 میآید .

“.Last night, I constantly had the numbers 6 and 2 in my dreams.” he replied

مسئول برگزاری مسابقه پرسید : عددهای 6 و 2 چه ربطی به 28 دارند ؟

“.Well, what’s the logic sense to these numbers?” asked the man in charge

آقای بینز هم گفت: مگر شش تا هشت تا 28 تا نمی شود؟!

“.And Mr. Beans answered, “ 6 multiplied by 2 is 28, isn’t it

به آقای بینز گفتند : یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببرید ؟

.Someone asked Mr. Beans to name a delicious sweet, juicy fruit

او پاسخ داد : خیار !

“.He said, “Cucumber

به او گفتند : خیار کجا آبدار و شیرین است ؟

“?The guy said, “How comes that cucumber is juicy and sweet

آقای بینز هم پاسخ داد :

,And Mr. Beans replied

آن را با یک فنجان قهوه شیرین بخورید ، آنوقت یقینا” نظرتان عوض می شود .

“! Have it with a cup of sweet coffee ! Then your taste certainly changes”

آقای بینز از دوستش پرسید :

,Mr. Beans asked his friend

شما در کجا به دنیا آمدید؟

“?Where were you born”

دوستش پاسخ داد : در بیمارستان.

“.His friend replied, “In a hospital

آقای بینز تعجب کرد و گفت : مگر مریض بودید؟!

“.Mr. Beans was surprised at this and said, “Oh, were you sick then

محمد آذروش
http://www.akairan.com

همچنین ببینید

طالع بینی پرنده ماه تولد شما

اول فروردین تا 25 فروردین شاهین مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *