سه شنبه ، ۳ اسفند ۱۳۹۵
خانه / فرهنگی و مذهبی / مهرگان از مهرورزان پاگرفت

مهرگان از مهرورزان پاگرفت

مهرگان از مهرورزان پاگرفت

مهرگان نو در آمد، بس مبارک مهرگان / فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان

جشن مهرگان

بین دوازده جشن باستانی که هر یک به مناسبت هایی در ایران برگزار می شد. از دو جشن نوروز و مهرگان که جایگاهی ویژه داشتند با مراسمی همانند یاد کرده اند. مهرگان جشنی بود که روز شانزدهم مهر ماه مهرورز آغاز می شد و شش روز به درازا می کشید. در شناختن مقام و مرتبه فرشته مهر گفتنی است که مهر و سروش مهمتر از دیگر فرشتگان بودند، مهر که در زبان سانسکریت میتر آمده به معنای دوستی و عهد و پیمان و پشتیبان راستی و درستی و ایمان پاک است و دشمن نفاق و دورویی. و از آنجا که این نام در کتاب مذهبی هندوان ودا نیز اهمیت خاصی دارد. شاید از آن جهت باشد که در گذشته های دور از فرشتگان مشترک نژادهای هند و ایرانی بوده است.

پاره ای فرهنگ نویسان و پژوهشگران پس از اسلام در شناخت مهر به معنای خورشید دچار اشتباه شده اند. در مهر یشت می خوانیم: مهر را می ستاییم … اولین ایزدی که از خورشید فناناپذیر تیز اسب در بالای کوه هرا بر می آید و از آنجا مهر بسیار توانا به تمام منزل های آریایی می نگرد از این بیان جای تردیدی باقی نمی ماند که مهر نمی تواند به معنای خورشید باشد.

اوستا از مهر با عنوان سردار محبت و تمام کننده کار عدل و داد نام برده و گوید: خداوند، مهر را به شایستگی ستایش، مانند خویش آفریده و او را طرفدار راستی معرفی کرده و می گوید: اگر کسی به مهر دروغ نگوید، مهر به او اسب های تیز رفتار و خوش خرام می بخشد و آذر راه راست را به او نشان می دهد و فروهرهای مقدس وی را صاحب فرزندان کاری و نیک فطرت می کنند و احتیاجات وی از هر جهت بر آورده می شود. اهورامزدا مهر را هزار چالاکی و ده هزار چشم بخشید، تا نیروی آنها نگهبان احوال اشخاص پیمان شکن و دروغ گو شود. و او را دوهزار دیدبان است و از این رو هیچکس بدو دروغ نتواند گفت. حتی روسا و بزرگان خانواده ها و دهکده ها و نواحی و ایالات ….

مقام مهر چنان والا بوده که، آذر فرشته آتش سروش فرشته ثواب و گناه در روز رستاخیز رشن فرشته عدالت بهرام فرشته پیروزی ارد فرشته ثروت خرداد فرشته آب و فرشتگان علم و دانش و نگهبانان گیاهان و بادها و… وظیفه داشته اند او را در انجام کارهایش یاری کنند. و این همه سبب می شده تا مقام مهرگان را تا حد برابری با نوروز بالا ببرد.

در آثار الباقیه به نقل قول از سلمان پارسی صحابه پیامبر می خوانیم:
خداوند در نوروز یاقوت را برای زینت بندگانش ظاهر کرده و در مهرگان زبر جد را، پس فضل این دو روز به سایر ایام مثل برتری یاقوت و زبر جد است به سایر گوهرها….

این جشن نیز همانند نوروز، به روایتی در ۳۰ روز با عناوین خاصه و عامه برای هر طبقه ۵ روز و به روایتی دیگر در شش روز مهرگان کوچک و بزرگ برگزار می شد. و تمامی مراسمی که در نوروز معمول بوده در مهرگان نیز انجام می پذیرفته… به روایت گزنفون سلاطین هخامنشی فرشته مهر را چنان مقدس شمرده و اهمیت می داده اند که بنام وی سوگند یاد می کرده اند، و نیز اشکانیان و پس از آن ساسانیان که خود را از نسل هخامنشی می دانستند و قدرتشان بر اصل مذهب استوار بود، در بزرگداشت قوانین این مذهب بسیار مقید بودند و همان گونه که برای نوروز الحان و آوازهای خاصی چون نوروز بزرگ، نوروز خردگ، نوروز کیقبادی، ساز نوروز، باد نوروز و … داشتند، از مهرگان نیز الحانی چون مهرگانی، مهرگان بزرگ، مهرگان خردک و … بر جای مانده. پس از اسلام و با سپری شدن سخت گیری های قرن اول، شماری از جشن های ایرانی از جمله نوروز (نیروز) – مهرگان (مهرجان) – سده (سدق) مورد توجه خلفا قرار گرفت و آنها که رفته رفته خلافت را به حکومت اشرافی تبدیل کرده بودند و جلال و شکوه دربارشان کمتر از دربار پادشاهان نبود. برگزاری این جشن ها را که همراه با تقدیم هدایا و تحفه های گران بها بود وسیله ای برای افزایش درآمدهای خود دانستند. چنانکه: معاویه برای تکثیر عایدات خویش در نوروز هدایایی بر عهده مردم گذاشت که در سال به ده میلیون درهم می رسید… و کسی که دومین مرتبه هدایای نوروز و مهرگان را در اسلام به همان ترتیبی که در عهد ساسانی مرسوم بود، متداول ساخت حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق است … و انجام این مراسم بار دیگر رونق گرفت، چنانکه دربار خلفای عباسی به نوروز و مهرگان اهمیت بسیار می داد و امرا به تقدیم هدایا مبادرت می جستند…

با روی کار آمدن صفاریان، طاهریان، سامانیان، ارزش و اعتبار این جشن ها فزونی گرفت، و این روال پس از آن هم تا زمان هجوم مغول همچنان ادامه داشت. منوچهری دامغانی قصیده ای به همین مناسبت برای اسپهبد منوچهر بن شمس المعالی قابوس بن وشمگیر سروده که ابیاتی از مطلع و مقطع آن چنین است:

بینی آن ترکی که چون اوبرزند بر چنگ، چنگ / از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ …

ای رییس مهربان، این مهرگان خرم گذار / فرو فرمان فریدون را تو کن فرهنگ، هنگ

خز، بده اکنون به رزمه، می ستان اکنون به رطل / مشک ریز اکنون به خرمن، عود سوز اکنون به تنگ

و بنا به تفضیلی که در مقامات مسعودی پیرامون چگونگی برگزاری مراسم نوروز و مهرگان در عصر پادشاهان غزنوی آمده، آشکار است که کوچکترین تفاوتی با مراسم باستانی نداشته است و فرخی سیستانی قصایدی چند در این باب دارد که بیت های زیر گزیده ای از آنهاست:

بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان / فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان

و یا در مدح سلطان مسعود غزنوی گوید:

به فرخی و به شادی و شاهی، ایران شاه / به مهرگانی بنشست، بامداد پگاه

بر آن که چون گذرد مهرگان به فرخ روز / به جنگ دشمن واژون کشد به سغد سپاه…

و در تاریخ بیهقی نیز به خبرهای بسیاری بر می خوریم که گواه بزرگداشت این جشن است:

در روز چهارشنبه نهم ذوالحجه امیر مسعود غزنوی به جشن مهرگان نشست و هدیه های بسیار آوردند و روز عرفه بود، امیر روزه داشت و کسی را زهر نبودی که پنهان و آشکار نشاط کردی…

و در جای دیگر گوید: در روز دوشنبه سه روز مانده از ماه رمضان امیر به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و ظروف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت…

این مراسم که در عصر پادشاهان ترک تبار نیز همچنان برگزار می شده در هجوم مغول و پی آمدهای پس از آن به فراموشی سپرده شد و پس از آن تا دوران صفویه به ویژه عصر شاه عباس به نشانه های دیگری در تاریخ ها بر نمی خوریم.

این مهرگان، گزار به شادی و همچنان / صد مهرگان به کام دل خویش بگذران

همچنین ببینید

عالم ذر چه عالمی است

1. عالم ذرّ پایین ترین مرتبه ی عالم مثال یا برزخ نزولی یا ملکوت سفلی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *