چهارشنبه ، ۶ بهمن ۱۳۹۵
خانه / فرهنگی و مذهبی / داستان حضرت آدم علیه السلام

داستان حضرت آدم علیه السلام

داستان حضرت آدم علیه السلام

حضرت آدم علیه السلام

اولین انسانی را که خداوند آفرید، حضرت آدم است. خدا آدم را از خاک آفرید. سپس از روح خود در او دمید و او را پدر تمام انسان ها قرار داد.

خداوند خواست تا آدم به عنوان جانشین او در روی زمین باشد، تا آن را آباد کند و او و فرزندانش تا روز واپسین خدا را عبادت کنند.

به راستی که خداوند، بسیاری از علوم و اسامی تمام چیزها و مخلوقات را به او آموخت و قدرت عقل و تشخیص را به او بخشید و بدین ترتیب آدم را بر تمام موجودات برتری داد.

خداوند به فرشتگان دستور داد تا آدم را سجده کنند.

همه اطاعت کردند به غیر از شیطان که به آدم حسد می ورزید، به خاطر آن که خداوند مقام بزرگی به آدم داده بود و به دیگران نداده بود. او را غرور و خودبینی فراگرفت و گفت: من از آدم بهترم زیرا من را از آتش و او را از گل آفریده ای.

در نتیجه، خداوند بر شیطان خشم گرفت و او را از بهشت بیرون راند. شیطان هم کینه ی آدم و فرزندانش را در دل گرفت و تصمیم گرفت تا انسان ها را گمراه سازد.

شیطان از خداوند درخواست کرد تا روز قیامت به وی فرصت دهد که آدم و فرزندانش را گمراه کند.

آدم در بهشت زندگی می کرد و خداوند همسری به نام حوا برایش آفرید تا همدم او باشد و به آن ها اجازه استفاده از تمام میوه های بهشت به جز یک درخت داده شد.

خداوند به آن ها دستور داد که به این درخت نزدیک نشوید تا مورد خشم و غضبم قرار نگیرید.

شیطان از فرصت استفاده کرد تا به هدف خود برسد و تلاشش این بود تا با گمراه ساختن آدم و حوا آن ها را به مخالفت امر خداوند وادار نماید به این صورت که درخت را برای آن ها مزین و آراسته کرد و گفت که این درختی است که سبب جاودانگی شما در بهشت می شود. سپس آن دو گرفتار وسوسه ی شیطان شدند و از آن درخت استفاده و دستور پروردگار را فراموش کردند.

در نتیجه، خداوند هر دو را از بهشت بیرون راند.

آفریدگار به آدم و حوا دستور داد تا بر روی زمین فرود آیند و آن ها را از فریب و مکر شیطان آگاه نمود. آدم دانست که دشمن واقعی آن ها شیطان است. به این ترتیب فرزندان خود را از او و وسوسه هایش بر حذر می داشت و آن ها را به سوی طاعت و بندگی خداوند تشویق می کرد.

حضرت آد م دو فرزند داشت نام یکی هابیل و دیگری قابیل بود. این دو با محبت و خوشی با همدیگر زندگی می کردند. اما شیطان آتش دشمنی را در میان این دو برادر شعله ور ساخت و توانست حسد را در قلب قابیل به وجود آورد.

شیطان بر قلب قابیل وسوسه می کرد و روز به روز بر کینه ی او نسبت به برادرش می افزود تا این که قابیل برادرش هابیل را کشت. اما بعد از کرده ی خود پشیمان شد. نمی دانست چگونه او را دفن کند، خداوند کلاغی را فرستاد که با منقار خود زمین را کند و حفره ای به وجود آورد، در آن لحظه قابیل هم از کلاغ یاد گرفت که چگونه برادرش هابیل را دفن کند.

قتل اولین کار ناخوشایندی بود که در این جهان، به وقوع پیوست. حضرت آدم به خاطر این عمل زشت و نادرست که بین فرزندانش واقع شد ناراحت شد و از خدا خواست تا فرزند نیک و صالحی به او عطا کند تا مردم را به سوی خیر دعوت دهد.

خداوند دعای حضرت آدم را پذیرفت و فرزندی به نام شیث به او عطا کرد.

حضرت آدم بعد از آن تا هشتصد سال زندگی کرد و هنگامی که مرگ او فرا رسید فرزند خود را نصیحت کرد تا محافظ دین الهی باشد، خداوند را عبادت کند و مردم را به سوی او فرا خواند.

همچنین ببینید

عالم ذر چه عالمی است

1. عالم ذرّ پایین ترین مرتبه ی عالم مثال یا برزخ نزولی یا ملکوت سفلی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *