سه شنبه ، ۳ اسفند ۱۳۹۵
خانه / فرهنگی و مذهبی / نام های دیگر سرزمین کربلا

نام های دیگر سرزمین کربلا

نام های دیگر سرزمین کربلا
نام های دیگر سرزمین کربلا

1- کربلا ، کلمه ای که اسم هیچ مکانی در شهرت و قداست به پایش نمی رسد و در تفسیر این کلمه ی کمال آفرین چه حرف ها که گفته نشده است :

الف : بعضی معتقدند ریشه کربلا ازکلمه ‹‹ کربله ›› گرفته شده و کربله یعنی به سستی گام برداشتن ، یا سست شدن گام ها و عرب ها زمانی که بخواهند از بی حال و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند ، می گویند : جاد یمشی مکربلا ، یعنی فلانی آمد در حالی که به سستی گام برمی داشت (موسوعه الغتبات المقدسه ، ج 8، قسم کربلا ، ص9 ) توگوئی سرزمین کربلا چنان بوده است که هرکسی که به آن جا می رسید احساس خاصی برایش دست می داد و گام هایش سست می شد ، چنان که کمیت قلم تا به ساحت مقدس کربلا می رسد می لنگد و خود را می بازد . درکتب مقاتل نیز داستان های زیادی نقل شده که هریک از پیامبران گذشته که گذرش به کربلا می افتاد بی اختیار اندوهناک و غمگین می شد و به امت خویش خبر می داد که در این سرزمین حادثه ای بس بزرگ و بسیار غمبار رخ خواهد داد .

ب : کربلا از کلمه ‹‹ کربال ›› گرفته شده و کربال یعنی غربال کردن و تمیز وپاک کردن ، گفته می شود : کربلت الحنطه ، یعنی گندم را غربال کردم و آن را از خاک وخاشاک پاک گردانیدم . به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته اند که زمینی خالی از ریگ وسنگی و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم ، مثل اینکه کشاورزی آن را پاک کرده و برای کشت آماده کرده باشد . ( موسوعه الغتبات المقدسه ، ج 8، قسم کربلا ، ص9 ) راستی که اسم با مسمایست ! کربلا یعنی غربال تاریخ ، غربالی که همیشه و در طول تاریخ شریف را از ضعیف و مردان میدان را از رجز خوانان دروغین به خوبی جدا کرده و می کند . چنان که بیدل دهلوی می گوید :

کیست دراین انجمن ، محرم عشق غیور / ما همه بی غیرتیم ، آینه در کربلاست

ج : کربلا ، از دو واژه آشوری ‹‹ کرب ›› و ‹‹ ایلا ›› ترکیب یافته است ، یعنی حرام خدا و خانه خدایگان ( مدینه الحسین ، ص1 )

د : این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه ‹‹ کا ر ›› و ‹‹ بالا ›› گرفته شده است یعنی کارآسمانی و ارزشمند ، به عبارتی جایگاه نماز ونیایش ( همان صفحه 1 )

ه : در اصل ‹‹ کوربابل ›› بوده است ، یعنی روستاهای شهر بابل ( نهضه الحسین علیه السلام ، ص66 )

و : توسط خود حضرت سید الشهدا و پدرش علی علیه السلام و جدش رسول اکرم (ص) ، کربلا به کرب و بلا ، یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلاء تفسیر شده است ( مدینه الحسین ص 1 ) ادباء و شعرای شیعه نیز همین تفسیر را برگزیده اند ، به عنوان نمونه ، سالار شاعران شیعی سید اسماعیل حمیری از کربلا چنین یاد می کند :

کربلا یا دارکرب و بلا ( دیوان السید الحمیری ، ص58 )

و بزرگ اندیشمند شیعی ، مرحوم سید شریف رضی چنین می گوید :

کربلا ! لازلت کربلا و بلا

مالقی عندک ال المصطفی

کم علی تربک ، لما صرعوا

من دم سال و من دمع جری ( دیوان سید رضی ، ج1، ص44 )

ای کربلا تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می آوری ، به سبب آن چه که درخاک توبه آل پاک محمد مصطفی (ص) رسید . هنگامی که کشته شدند چه خونها که ریخته شد وچه اشک ها که جاری شد .

2- حایر ؛ پس از کربلا ، بیش از دیگر نام ها ، حائز اهمیت بوده است و کربلا درکتاب های فقهی بیشتر باهمین نام ، عنوان می شود و فقها مسائل خاصی را که درخصوص حائر و احکام و حدود آن می باشد ، درذیل همین عنوان بحث وبررسی می کنند .

3- حیر ، مخفف همان حایر است ، حیر یا حائر یعنی جائی که آب در آنجا حیران می ماند و به دور خود می پیچد و گودال قتلگاه امام حسین علیه السلام درهمین مکان مقدس واقع شده است و جسد انورش نیز درآنجا مدفون است .

4- نواویس ، دراصل و پیش از اسلام نام گورستانی بود که مسیحیان مردگان خود را درآنجا دفن می کردند . جالب این که پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله امام حسین علیه السلام درضمن یکی از خطبه های معروفش این کلمه را به کار برده است آن گاه که حضرتش از حریم جدش خارج شده بود و در ظاهر به سوی کوفه و در واقع رو به سوی ابدیت ، می رفت که قیامت تاریخ را برپاکند و قیام عشق را قنوت جاودانه بخشد و هنگامی که از مدینه حرکت کرده بود تا هنگامه حماسه های همیشه جاوید و ماندگارش را بیافریند ، چنین فرمود : خط الموت علی ولد ادم مخط القلاده علی جید الفتاه ، وما أولهنی إلی أسلافی اشتیاق یعقوب إلی یوسف وخیرلی مصرع أنا لافیه ، کأنی بأوصالی تتقطعها عسلان الفلوات ،بین النواویس وکربلاء… ( بلاغه الحسین (ع)خطبه‌ 23، ص144، نقل از لهوف سید ابن طاووس ره ) مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است . نوشتاری که در لطافت به نقشی می ماند که گردن بند ، درگردن دخترکان جوان می کشد و من برای سرکشیدن جام جان بخش شهادت و به دیدار صالحان سلف همان قدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف ، دست تقدیر الهی ، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت ، می بینم که به همین زودیها گرگ های گرسنه ‌نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته و بندبند اعضای بدنم را ازهم جدا می کنند …

5- طف الفرات ، کنارفرات.

6- طف.

7- شاطی الفرات ، این هر سه اسم تقریبا به یک معنی است و طف به زمین هایی که مشرف به دریا باشند یا درلب رودخانه قرارداشته باشند ، اطلاق می شود سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه ای که درآن بوده و کربلا را درکنار خویش گرفته بودند طف گفته اند . چشمه های مانند : قطقطانیه ، رهیمه ، عین الجمل و نهر علقم . ( شهر حسین علیه السلام ، ص12 )

نام های دیگری نیز ذکر شده است از جمله :

8- نینوا ، از اسم های معروف و قدیمی کربلاست .

9- موضع البلا ، یا موضع الابتلاء.

10- محل الوفاء .

11- غاضریه .

12- ماریه .

13- قصربنی مقاتل .

14- عقربابل .

15- عمورا .

16- صفورا.

17- نوائح ، یعنی نا له ها و نوحه ها .

18- شفاثا ، که درعرف مردم ‹‹ شثاثه ›› خوانده می شود . ( بعضی ‹‹ شفیه ›› نیز نقل کرده اند . تراث کربلاء ، ص20 )

19- مدینه الحسین علیه السلام ، شهر حسین علیه السلام .

20- مشهد الحسین علیه السلام .

21- بقعه مبارکه ( تراث کربلا ، ص21،20،19 ) و اسامی متعدد دیگر .

منبع:

http://karbalayhosein.blogfa.com/

همچنین ببینید

عالم ذر چه عالمی است

1. عالم ذرّ پایین ترین مرتبه ی عالم مثال یا برزخ نزولی یا ملکوت سفلی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *