سه شنبه ، ۸ مهر ۱۳۹۹
خانه / فرهنگی و مذهبی / نام های اصیل گیلکی

نام های اصیل گیلکی

نام های اصیل گیلکی
نام های اصیل گیلکی

نام های اصیل گیلکی شامل بیش از ششصد نام کهن و باستانی گیلکی ترجمه و گردآوری علی رضاپور

نام های اصیل گیلکی (آ- ا)

آئیل: نام یک پرنده است. «دختر»
آبچین، آوچین، اُوچین: به کاغذ شفاف گفته می‌شود. «دختر»
آذرولاش: نام تاریخی. «پسر»
آرسو: به چم اشک. «دختر»
آرنگ: نام کوهی است در اشکورات. «پسر»
آگیم: به چم حاکم. «پسر»
آلندا: نام تاریخی، از شاهان باستانی. «پسر»
آله سیاه، سیه آله: نام سردار آماردی بود. در معنی می‌شود شاهین سیاه. «پسر»
آموج: آموخته، خوگرفته. «پسر»
آهیل: مرغ انجیر خوار. «دختر»
آهین، آسین: در گیلکی به آهن گفته می‌شود. «پسر»
اپارسن: نام کهن کوهستان جنوبی گیلان، پتشخوارگر. «پسر»
ارژنگ: سپه سالار مازندارن. «پسر»
ارغش: نام تاریخی، شاهان باستانی گیلان. «پسر»
اریکا: نام روستایی است. «دختر»
اسپیتاس: سردار داریو و شهربان دالفک (درفک، دلفک کوه) بود. در معنی می‌شود دارنده‌ی اسب بزرگ و نیرومند. «پسر»
اسپلی: گل باز شده. «دختر»
استندار: ازالقاب شاهان گیلان. «پسر»
استوناوند: نام دژی بود. «پسر»
افرا: از درختان جنگلی. «دختر»
افراشته: نام شاعر گیلکی سرا. «پسر»
افریدون: فریدون در زبان گیلکی. «پسر»
افشین: نام یک سردار. «پسر»
اکلیا: «دختر»
الینا: نام یک روستا در رودبار. «دختر»
اسفان: اسب‌ها. «پسر»
اسوار، اسفار، اسفر: یک سردار دیلمی. «پسر»
اشاکید: نام تاریخی، از شاهان باستانی. «پسر»
اشتاد: مقدس. نام تاریخی. «پسر»
اشکلی: نام پدر جستان. «پسر»
الیزه: نام مکانی است در جوار رودبار. «دختر»
امولای، آمولای: پروانه. «دختر»
امیدوار: پسر فرایتان دیلمی بود. معاصر مازیار. «پسر»
امیره جهان: امیر جهان، از سرداران گیل. «پسر»
امینا: امین. «دختر»
انگاره: تدارک دیدن در زبان گیلکی. «دختر»
انوز: نام تاریخی، از فرمانروایان گیلان. «پسر»
اوجا: پاسخ. از نام درختان. «دختر»
اوخان: پژواک. «دختر»
ایاز: شبنم. «پسر»
ایجگره: فریاد. «پسر»
ایلشام: نام تاریخی، از نام سرداران. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ب)

بابر: نام تاریخی. «پسر»
باتی: نام تاریخی. «پسر»
بازان: نام تاریخی ،نام سرداران. «پسر»
باو: نام تاریخی ، نام سلسله ی باوندیان از همین نام گرفته شده است. «پسر»
باومغ: نام تاریخی. «پسر»
باوگونداد: نام تاریخی. «پسر»
باوند: نام تاریخی ، از شاهان باستانی. «پسر»
برفانک: نام یک پرنده است. «دختر»
بکران: از سرداران مرداویج بود. «پسر»
بنجاسپ: از سرداران. «پسر»
بنداد: نام یک سردار بود. داده ی نیکی معنا می دهد. «پسر»
بندادهرمز: نام سرداری. داده ی نیک هرمزد (اهورامزدا). «پسر»
بندار: از نام سرداران. نام یک شاعر گیلکی سرا نیز بوده که کتاب شعری به نام چموش نامه نوشته که دریغ اکنون این کتاب موجود نیست «پسر»
بنداسف: نام سردار. دارنده ی اسب نیک. «پسر»
بنداسف جان: «پسر»
بیستون: از نام اسپهبدان. «پسر»
بینه: نعنا. «دختر»
بیوگ: عروس. «دختر»
بهوات: باد نیک. «پسر»
بهستون: پسر وشمگیر دیلمی و از مرزبانان تپورستان. استوار. «پسر»
بهسودان: یکی از شاهان دیلمان ، معاصر سده ی سوم یزدگردی. «پسر»
بویه: بنیان گذار آل بویه، به معنای آرزو. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (پ)

پاپلی: پروانه. «دختر»
پاپوی: پروانه. «دختر»
پادوسبان: نام تاریخی ، نام سلسله ی پادوسبانان از همین نام گرفته شده است. «پسر»
پاذگس؛ پازگس: از القاب باستانی شاهان گیلان. «پسر»
پازوار: نام تاریخی. «پسر»
پاکان: نام تاریخی. «پسر»
پاگان: نام تاریخی. «پسر»
پاموج: راه پیما،همپا. «دختر» «پسر»
پاو: نام پسر شاهپور، سردودمان اسپهبدان باوندی در تبرستان شرقی بود. «پسر»
پرایتان: نام تاریخی. «پسر»
پرزه: آهو. «دختر»
پرکسیاه ، سیه پرک: در معنا بال و پر سیاه میشود. «پسر»
پشنگ: نام تاریخی ، از سلسله ی پادوسبانان. «پسر»
پلنگسیاه ، سیه پلنگ: یکی از سرداران آماردی بود . «پسر»
پلهام: نام یک گل. «دختر»
پلیام، پلیم: نام گیاهی است که در پیرامون رشت شوند گویند. «دختر» «پسر»
پورسو: پر نور. «دختر»
پوردیل: آدم پر دل و جرئت. «پسر»
پورگیل: نام تاریخی ، از سرداران. «پسر»
پولادکبا: دارنده ی کپاه (قبا) پولادین. «پسر»
پومن: فومن «دختر» «پسر»
پونا: پونه. «دختر»
پیتونک: پونه. «دختر»
پیرمهران: از نام اسپهبدان. «پسر»
پیندره: نام یک گیاه دارویی. «دختر»
پیوگ: عروس. «دختر»

نام های اصیل گیلکی (ت)

تالجین: نام تاریخی ، از سرداران. «پسر»
تال: نیلوفر وحشی. «دختر»
تام: در معنا میشود آرام،ساکت. «دختر»
تایه: ابریشم تابیده(تافته شده). «دختر»
تپور: از اقوام گیلان. «پسر»
تپی: لاغر. «پسر»
تتی: به معنی شکوفه ، شکوفه ی درخت . «دختر»
تجاسب: از فرمانروایان ،سلسله ی تجاسبی از همین نام گرفته شده است ، پدر سیستون. «پسر»
ترمی: مه. «دختر»
تکیدار: بی همتا. نام تاریخی ، از سرداران دیلمی. «پسر»
تلایه: صبح زود، خروس خوان. «دختر»
تلکا: به گلابی جنگلی (وحشی)گفته می شود. «دختر» «پسر»
توژ: به پوست نازک درخت می گویند. نام سرداران. «پسر»
توسان: نام تاریخی. «پسر»
توکا: نام پرنده ای است از گونه کاکلی یا گنجشک ها. «دختر»
توکالی: به قله ی کوه گفته می شود. «دختر»
تورنگ: قرقاول. «دختر» «پسر»
تونگ: النگو ، نام یک درخت نیز است. «دختر»
تیدا: شجاع، بی باک، نام تاریخی ، از سرداران. «دختر» «پسر»
تیرمزن: نام تاریخی. «پسر»
تیسا: خالص. «دختر»
تیسه: [نگا: تیسا] «دختر»
تیسه گول: تیسه گل . «دختر»
تیسه ناز: ناز و خالص. «دختر»
تیتی: شکوفه . «دختر»
تیتی تاووس: نام تاریخی. «دختر»
تیتیگول: شکوفه ی گل . «دختر»
تیتیل: سنجاقک. «دختر»
تیتینار: شکوفه ی انار. «دختر»
تینوش: تی +نوش معنی: نوش تو . «دختر»

نام های اصیل گیلکی (ج)

جاران: نام روستایی است در نزدیکی رودبار. «پسر»
جانگول: جان همچون گل، جانِ عزیز. «پسر»
جستان: نام تاریخی ، نام سلسله ی جستانیان را از همین نام گرفتند. «پسر»
جیران: آهو. «دختر»
جیلا: «دختر»
جیمرو: سرخ رو، رخ همچون آتش. جیم در فارسی جرقه ، آتش و اخگر معنا می دهد. «دختر»
جیگلی: فریاد – ژگره ، ژگله : در گویش بیه پیش به چم فریاد نیز است. «پسر»
جوانگول: به معنی جوان زیبا است. نام یک سردار دیلمی. «دختر» «پسر»

نام های اصیل گیلکی (چ)

چاپلا: دست زدن. «دختر»
چاکان: نام روستایی است در نزدیکی لاهیجان. «پسر»
چارخو: به پرندگانی گفته می شود که در جوار نیزار ها می زیند. «پسر»
چولی: چکاوک. «دختر»
چومبوله: به توت زمینی (فرنگی) در گیلکی می گویند. «دختر»
چیران: نام مکانی است. «دختر»
چیکا: نام یک پرنده است . «دختر»

نام های اصیل گیلکی (خ)

خالواش: به سبزی معطر گفته می شود. «دختر»
خاستان: [نگا: خواستان]. «پسر»
خدادادویه: نام تاریخی. «پسر»
خرامل: نیای مرزبان، ششومین شاه جستانیان. «پسر»
خرداذبه: داده ی نیک خورشید. «پسر»
خرکاش: نام تاریخی. «پسر»
خجیر: زیبا . «دختر»
خجیران: در معنی خوب ها. «پسر»
خورتاو: در چم ؛ مشرق. «دختر»
خورکیا: نام تاریخی ، از نام شاهان کیایی. «پسر»
خواستان: پدر امیدوار(نام یک سردار)، سردار مازیار. «پسر»
خوتکا: نام یک پرنده از گونه ی مرغابی. «دختر»
خورزاد: نام پسر پادوسبان. نام تاریخی. «پسر»
خورشید: نام شاهان گیلان. «دختر» «پسر»
خورکیا: نام سردار گیل. «پسر»
خورگام: نام مکانی است. «پسر»
خوندش: پژواک ، به معنی پژواک و انعکاس. «پسر»
خیان: نام پسر رستم مرزبان. «پسر»
خیدز: نام پسر کاووس. «پسر»
خیلو: نام تاریخی . «پسر»

نام های اصیل گیلکی (د)

دابو: نام تاریخی ،نام سلسله ی دابوان یا دابویه از همین نام گرفته شده است. «پسر»
دابوش: نام تاریخی. «پسر»
دابویه: نام تاریخی ، پسر گاوباره از شاهان باستانی گیلان. «پسر»
داتا: از شاهان باستانی. معاصر کوروش کبیر. «پسر»
دادبرجمهر: نام پسر فرخان کبیر. «پسر»
داربو: پسر شیرویه .معنی : سوار ، سواره. «پسر»
داره: داسی است کوچک و دندانه دار مخصوص درو ی برنج و گندم و کندن و هرس علف ها. «پسر»
دامون: جنگل. «پسر»
دالسیاه ، سیه دال: شاهین سیاه ، نام یک سردار آماردی. «پسر»
دالفک: لانه ی عقاب یا شاهین.نام چند تن از سرداران آمارد و دالفک. «پسر»
دباج: نام تاریخی. «پسر»
دردان: نام «پسر»
درستویه: انسان درستکار.نام سردار دیلمی. «پسر»
درفک: نام بزرگترین کوه گیلان ، [نگا:دالفک]. «پسر»
دزبر: مانند دژ ، نام سردار دیلمی. «پسر»
درزل: نام مکانی است. «پسر»
دفراز: تکیه گاه. «دختر»
دکیه: نام تاریخی . «پسر»
دلفک: «پسر»
دوباج: نام تاریخی، از نام های فرمانروایان گیلان. «پسر»
دوواره گیل، دووارگیل: نام تاریخی. «پسر»
دیلم: یکی از دیگر نام های قوم گیل. «پسر»
دیواره مرد: آدم مانند دیوار استوار، پایمرد ،نام سرداری دیلمی. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ر)

راپا: منتظر. «پسر»
راژان: «دختر»
راشا: راه قابل گذر. «پسر»
راکه: تَرکه. «دختر»
رایکا: محبوب، معشوق. «دختر»
رئـˇنا: زیبا ، خوش قد. «دختر»
ربن: مهی ، بزرگ. «پسر»
رشاموج: نام تاریخی، از سردارن. «پسر»
رهیزاد: نام یک سردار گیل. «پسر»
روجا: به ستاره ی صب می گویند. «دختر»
روجان: [نگا:روجا] «دختر»
روخون: همان رودخانه. «پسر»
روماک: راست ، منظم، موزون. «دختر» «پسر»
روزبهان: نیکزاد ، نیک روز ، نام سردار دیلمی. «پسر»
روزمان: پر فروغ ، نام تاریخی.از نام سرداران. «پسر»
رویان: نام تاریخی شهرنور. «دختر»
ریدا: به هوش ، آماده ، بیدار. «دختر»
ریکا: در زبان گیلکی به چم پسر ، ریکه. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ز)

زادان: از سلسله زادانیان ، سردودمان زادانیان. «پسر»
زادمهر: زاده ی مهر (نام یک ایزد باستانی) ، نام سردار دیلمی. «پسر»
زرافشان، زرفشون: زرافشان. «دختر»
زربین: سرو کوهی. «پسر»
زرکا: نام یک پرنده. «دختر»
زرمان: نام تاریخی، از سرداران. «پسر»
زرمهر: نام یک سردار و پهلوان معاصر انوشیران دادگر. «پسر»
زرهوا: نام تاریخی. «پسر»
زرهوای: نام تاریخی. «پسر»
زریزاد: نام تاریخی. «پسر»
زریوند: مانند زر ، نام پهلوانی. «پسر»
زرین کمر: نام تاریخی. نام سرداری. «پسر»
زفه: نهال ، شاخه ی نو رسته درخت. «دختر»
زمانا ، زمان: زمان، گرچه در اصل در گیلکی زمات و زمت میگویند. «پسر»
زمبیکه: «دختر»
زهار: فریاد. «پسر»
زیار: نام تاریخی. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ژ)

ژگره ، ایجگره، جیگره: نعره، فریاد. «پسر»
ژیهار ، زهار: ، فریاد «پسر»
ژیویر: فریاد. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (س)

سارویه: پسر فرخان کبیر. «پسر»
سالار: نام سرداری دیلمی و نام تنی چند از مرزبانان. «پسر»
سالوک: نام تاریخی، از فرمانروایان. «پسر»
سانیا: سایه روشن جنگلی را گویند. «دختر»
ساینه: سایه. «دختر»
سبوهین: نام روستایی در نزدیکی رودبار. «پسر»
سپه دوست: یا سپاه. «پسر»
سرخاب: سرخ روی. «پسر»
سرخاستان: لاور دلیران ، یکی از سرداران مازیار. «پسر»
سررزم: فرمانده نظامی. نام سرداران گیل. «پسر»
سفورا: «دختر»
سلیم: از پرندگان. «دختر»
سمبیکه: «دختر»
سمیرم: نام دژی است. «پسر»
سوته کلاته: کلات سوخته. «پسر»
سوجان: سوزان.«دختر»
سوجه: سوخته. «دختر»
سوخرا: نام تاریخی. «پسر»
سوخران: نام تاریخی. «پسر»
سورخانی: شطی(رود بزرگی) است میان گیلان و مازندران. «پسر»
سونه: توت وحشی. «دختر»
سوریل: گل روی، نام تاریخی ؛ از سرداران. «پسر»
سوما: آب نهر را می گویند. «دختر»
سیالک: پرسیاوشان، گیاهی ایست دارویی. «دختر» «پسر»
سیامرد: نام سرداری بود. «پسر»
سیاه جنگ: نام سرداری دیلمی. «پسر»
سیاه گیل: نام تاریخی. «پسر»
سیبویه: سیب بزرگ ، نام سرداری دیلمی. «پسر»
سیتکا: مرغ مینا. «دختر»
سیتی: سار. «دختر»
سیستون: نام پسر تجاسپ. «پسر»
سیکا: اردک در گیلکی بیلی هم می گویند. «دختر»
سیکه: [نگا: سیکا] «دختر»
سیمبر: نقره فام . «دختر»
سلار: سردار گیل. [نگا:سالار] «پسر»
سیلاک: باران تند. باران بیش از حد را گویند. «پسر»
سیمجور: نام تاریخی. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ش)

شامار: ملکه. «دختر»
شامیر، شاهمیر: نام تاریخی. «پسر»
شاه میران ، شامیران: نام تاریخی. «پسر»
شراگیم: نام تاریخی. «پسر»
شرفشاه: عارف و شاعر گیلکی سده هشتم هجری. «پسر»
شرمزن: نام تاریخی. «پسر»
شراکیم: [نگا:شراگیم]. «پسر»
شراگیم: شر= شهرِ + آگیم=حاکم ، حاکیم. بزرگ و حاکم شهر ، شترپ. نام اسپهبدان. «پسر»
شرن: [نگا:شرین]. «دختر»
شرین: شیرین. «دختر»
شوکا: آهو ، گوزن بومی گیلان. «دختر»
شیدوک: یکی از اسپهبدان گیلان که تازیان را به سختی در هم کوبیده بود . «پسر»
شیراسفار: شیر اسوار، شیر بند. دژبان سمیرم ، نام تاریخی ،از سرداران. «پسر»
شیرانگبین: ازسرداران. «پسر»
شیربند: سردار ی آماردی. «پسر»
شیرج: نام یک سردار گیل. «پسر»
شیردیل: شجاع ، پر دل؛ با شیر دل . «پسر»
شیرزیل: نام تاریخی، سرداری در سده ی چهارم. «پسر»
شیرک: شیر کوچک ، نام تاریخی.از سرداران. «پسر»
شیرکو: دلاور، ازسرداران. «پسر»
شیرگیر: کسی که شیر را می گیرد، از سرداران. «پسر»
شیروان: نام تاریخی. نام مکانی است. «پسر»
شیروانشا: نام تاریخی. «پسر»
شیرود: نام رودخانه ای در تنکابن، نام مکانی. «پسر»
شیلان: به معنی انفاق . «دختر»
شروین: نام یکی از کوهستان های گیل و دیلم. سرداری نامدار که تازیان را شکست داده بود. «پسر»
شهراشوب: نام تاریخی. «پسر»
شه پیروز: از نام سرداران. «پسر»
شهر خواست: دلاور . سردار تبرستان، معاصر مازیار. «پسر»
شه فیروز: [نگا:شه پیروز] «پسر»
شهر کویه: شهر کو ، زاده ی شهر، جوینده ی شهریاری. نام یک سردار دیلمی. «پسر»
شهریواش: نام تاریخی. «پسر»
شوماهان: نام تاریخی. «دختر»
شوروم: مه صبحگاهی را گویند. «پسر»
شوییل: نام مکانی. «پسر»
شیانا: «دختر»
شیرویه: نام تاریخی. «پسر»
شیشک: خوشه ی پروین را می گویند. «دختر»

نام های اصیل گیلکی (ف)

فاراب: نام مکانی، یکی از مکانی های عمارلو. «پسر»
فرایتان: نام تاریخی. «پسر»
فرخان: «پسر»
فرشواد: از القاب شاهان گیل. «پسر»
فرشوازگر: نام تاریخی، لقب گیل پور گیلانشا. «پسر»
فرهوشداد: فرماندار تبرستان در عصر داریوش هخامنشی. «دختر» «پسر»
فوتور، فوتیر: آتشپاره، زرنگ و به اصطلاح وروجک را گویند. «پسر»
فولوغ: شراره ی آتش. «دختر»
فیتیر: [نگا: فوتور] «دختر» «پسر»
فیروزان: نام تاریخی، از شاهان گیلان. «پسر»
فیکا: بید (دار). «دختر»

نام های اصیل گیلکی (ق)

قارن: کارن، غارن، از شاهان باستانی گیلان. «پسر»
قاینا: قانع. «پسر»
قهران: [نگا:غهران] «پسر»

نام های اصیل گیلکی (غ)

غوشتم: نام تاریخی. «پسر»
غهران: نام تاریخی. «پسر»
غارن: نام تاریخی. «پسر»
غوهیار: نام تاریخی. «پسر»
غابوس: قابوس ، نام تاریخی. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ک)

کادوس: گاودش (نقش گاو به خصوص نقش سر گاو که از دیرباز یکی از طرح های بومی قالیچه های گیلان است ، تالش یا گالش ،نام تاریخی، نام باستانی اقوام گیل و تالش در نوشته های یونانی. «پسر»
کاسمار: «دختر»
کاووس: پور وشمگیر. «پسر»
کارکیا: نام تاریخی، از القاب شاهان گیلان به چم بزرگ ، فرمانده . «پسر»
کارگیا: [نگا:کارکیا] «پسر»
کارن: همان قارن ، نام شاهان باستانی گیلان. «پسر»
کاسپی: کاس های جلگه نشین، در مقابل کاسسی. در زبان گیلکی پی به چم جلگه و سی به چم صخره و کوهستان است.«دختر» «پسر»
کاسسی: کاس های کوه نشین، در مقابل کاسپی. «دختر» «پسر»
کاسک: نام تاریخی.«پسر»
کاکو: نام تاریخی، سلسله ی کاکوان از این نام گرفته شده است. نام کوهی است در پیرامون سیاهکل. کاکو در زبان گیلکی به چم دایی و عمو است. کاکوی،کاکویه. «پسر»
کاکوان: نام تاریخی. «پسر»
کاکوشاه: نام تاریخی. «پسر»
کاکوی: نام تاریخی. «پسر»
کاکی: نام تاریخی،پدر ماکان از سرداران. «پسر»
کالنجار: به چم جنگ و رزم است. نام تاریخی، آوازه ی غریبشا است. «پسر»
کالی: نام تاریخی.«پسر»
کامیاروند: از طوایف کوهستانی گیل (دیلم). «پسر»
کردویه: کار، جنگ ، رزم ، از سرداران. «پسر»
کماج: یک کلوی محلی در گیلان. «دختر» «پسر»
کوات: غباد. «پسر»
کوبار: باران کوبه ای (قطرت درشت) معنی می دهد. «پسر»
کورتکین: نام سرداران. «پسر»
کورشید: نامی تاریخی است. «پسر»
کوسان: توسان. نام تاریخی. «پسر»
کوش: نام روستایی است. «پسر»
کوشیار: کوشیار دیلمی، منجم نامدار گیلان. «پسر»
کوشیج: نام یکی از سلسله ها بود، منسوب به کوش .«پسر»
کوکبان: نام یکی از سرداران قدیم. «پسر»
کوماج: [نگا:کماج]. «دختر»
کولاویج: نام تاریخی. «پسر»
کوهیار: نام سردار مازیار. «پسر»
کیا: نام تاریخی، شاه و مرزبان معنا دارد. نام سلسله ی کیاییان [نگا:کارکیا] «پسر»
کیاتاج: نام تاریخی. «دختر»
کیاشر: از امیران موشا یا کوشیج. «پسر»
کیاش: نام تاریخی.«پسر»
کیتم: نام مکانی است. «دختر» «پسر»
کیجا: لاکو، دختر. «دختر»
کیجانا: «دختر»
کیسم: نام مکانی است. «دختر» «پسر»
کیوس: نام تاریخی. «پسر»
کیوسه: نام تاریخی. «پسر»
کیوسیه: نام تاریخی. «پسر» «دختر»
کینه خوار: از اسپهبدان پور شهریار. «پسر»
کهور: نام تاریخی.«پسر»

نام های اصیل گیلکی (گ)

گردافرین: از نام های اسپهبدان. «پسر»
گردبازو: از اسپهبدان. «پسر»
گرشا: شاه دریا، شاه گر. گر در زبان گیلکی قدیم به معنی دریا بود. از القاب باستانی شاهان گیلان. «پسر»
گسکر: نام مکانی است در غرب گیلان. «پسر»
گستهم: پهلوان بزرگ. نام تاریخی. «پسر»
گسه: گیس، گیسو. «دختر»
گشتام: نام تاریخی، از سلسله ی پادوسبانان. «پسر»
گشنسپ: نام باستانی شاهان گیلان. «پسر»
گشواره: گوشواره. نام تاریخی. «دختر»
گشه: گیشه ،عروس. «دختر»
گلبانو: «دختر»
گوهربانو: «دختر»
گورچ: از سرداران آماردی. به چم سوخته.«پسر»
گورش: [نگا: گورچ] «پسر»
گورگیل: نام تاریخی، پسر گیلانشا. «پسر»
گورنگیج: نام پسر اسپهسلار.نام تاریخی. «پسر»
گوریگیر: نام تاریخی. «پسر»
گوکیان: نام تاریخی، از دیلمیان. «پسر»
گولاز: افتخار، مباهات ، گولاج نیز گویند. «دختر»
گیل: به چم گیو ، دلاور ، پهلوان و یکی از سرداران خشایارشا که ناوهای ایران را از توفان به سلامت بیرون کشید.نام قوم گیل. «پسر»
گیلار: نوعی مرغابی که نوک کوچکی دارد. «دختر»
گیلاک: گیلک، مانند گیل، منسوب به گیل. «پسر»
گیلاکو: دختر گیلک. «دختر»
گیلانا: «دختر»
گیلانشا: نام تاریخی. نام باستانی شاه گیلان، نام مرغی نیز هست. «پسر»
گیلدا: «دختر»
گیلداد: داده ی گیل، بخشیده ی گیل ، نام تاریخی. «پسر»
گیلگمش: به معنی گیلی -گیلک ، فردی از قوم گیل- که به اندازه ی گاومیشی زور داشته باشد. اسطوره (گرچه استوره درست است) کهن گیلان که در بین النهرین یافته شده است.گیل (از قوم گیل) + گمش (گَمش در زبان گیلکی به چم گاومیش است). نام تاریخی.«پسر»
گیلیده: نام پدر بویه. «پسر»
گیله لو: گیل، گیله لاکو. «دختر»
گیلوا: «دختر»
گیو: دلاور، گیل.«پسر»

نام های اصیل گیلکی (ل)

لارما: نام روستایی است. «دختر»
لاریج: نام روستایی است. «دختر»
لاور: رهبر. «پسر»
لاهگ: [نگا:لاهیگ] لاهیج: [نگا:لاهیگ] لاهیگ: ابریشمی ، از نام لاهیجان یا لاهیگان. ← لاسیگ ، لاهج، لاهیک: یک ، یج ، یگ این ها همه همان یا نسبت (ی) در فارسی است مثال ← یوشیج : از یوش ، یوش نام روستایی است. «پسر»
لپور: از نام های اسپهبدان. «پسر»
لسپو: نام روستایی است. «پسر»
لشگرستان: سردار دیلمی. «پسر»
لشگرورز: چیره و پیروز، سردار گیل.«پسر»
لوسان: [نگا:لوسن] «دختر»
لوسن: نام یک روستا است. «دختر»
لونک: نام آبشاری در سیاهکل است . «دختر» «پسر»
لونی: [نگا:لونک] (این نام درست تر می ماند :لونی).
لیرو: نام گلی است. «دختر»
لیاشیر: نام سرداری. «پسر»
لیاما: نام یکی از روستاهای گیلان. «دختر»
لیاهیج: لفظی دیگر ازلاهیجان. «پسر»
لیسا: نام روستایی است. «دختر»
لیسار: نام رودخانه ای است. «پسر»
لیشا: نام تاریخی.نام سرداران. «پسر»
لیشام: نام تاریخی در سده ی سوم هجری. «پسر»
لیما: نام کوهی است در تنکابن.«دختر»
لیوما: [نگا:لیاما] «دختر»
لیمه: [نگا:لیاما] «دختر»

نام های اصیل گیلکی (م)

مابنداد: ماه بنداد؛ داده ی نیک ماه. «پسر»
ماتا: همچون ماه یا بزرگ معنی می دهد. همان موتا سرداری دیلمی که با تازیان جنگید ، مهتا ، موتا. نام تاریخی. «پسر»
مارلیک: نام مکانی است باستانی در رودبار که تمدن باستانی مارلیک در همین مکان بوده است . «دختر»
ماز: نام کوهی است میان گیلان و مازندران.«پسر»
مازیار: نام سرداران.«پسر»
ماسو: روشنی ماه. «دختر»
ماکان: پسر کاکی ، از شهرداران دیلمی و از سرداران نامدار. «پسر»
ماکرد: نام تاریخی. «پسر»
ماناد: پسر جستان بو از سلسله ی جستانیان. «پسر»
ماناذر: نام تاریخی. «پسر»
ماندار: نام سرداری. «پسر»
ماهین: نام مکانی.«دختر» «پسر»
ماونداد: ماه ونداد؛ آرزوی ماه. از سرداران دیلمی. «پسر»
مایزدیار: نام تاریخی. «پسر»
ماهتیسا: ماه تنها . «دختر»
ماهویه: ماه کوچک. از سرداران دیلمی. «پسر»
مذمغان: نام پسر وندادامید. نام تاریخی. «پسر»
مراوند: دلاور ، از سرداران دیلمی. «پسر»
مرتیا: نام سرداران. «پسر»
مرداویج: کسی که مردان را آویزان می کند، شجاع ، دلیر. یکی از شاهان پر آوازه و نام چندی از سراردان. «پسر»
مرزبان: از شاهان و القاب باستانی گیلان. «پسر»
مرزبانچاک: «پسر»
مستوره: الگو، نمونه. «دختر»
مشیز: نام تاریخی.یکی از سرداران. «پسر»
مها: ابر . «دختر»
مهتا: [نگا: ماتا].«پسر»
مهران: نام پسر گشنسپ بود. «پسر»
مهربندان: از تبار مهر. سردار دیلمی. «پسر»
مهرستان: نام سردار مازیار. «پسر»
مهرمردان: نام تاریخی. «پسر»
مهروی: آفتاب تابید . از نام اسپهبدان.«پسر»
مهریزدان: «پسر»
مورجان: جوانه. «دختر»
موغان: از اسپهبدان. «پسر»
میجنک: میجیک، به چم مژه. «دختر»
میجی: [نگا:میجینک] میچکا: گنجشک ، چیچی نیز گویند . «دختر»
میره جهان، میر جهان: [نگا:امیره جهان]. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ن)

ناتل: نام مکانی است در رستمدار.«پسر»
ناجه: آرزو ،حسرت. «دختر»
ناریکا: «دختر»
ناکتا: مانند گلابی شیرین. «دختر» «پسر»
نانجه: [نگا:ناجه] «دختر»
نبرزین: نام تاریخی. «پسر»
نرسی: نام پسر جاماسپ. نام تاریخی. «پسر»
نسپر: نام یکی از پرندگان جنگلی که آوازی خوشی دارد. «دختر»
نماور: نام آور، نامور. نام تاریخی. «پسر»
نماورک: نام تاریخی. «پسر»
نوبوله: ساقه ی تازه را می گویند. «دختر»
نودار: نام تاریخی. از سلسله ی پادوسبانان. «پسر»
نومود: در فارسی به چم برازنده ، درخور ، جلوه است. «دختر»
نوشا: نام روستایی است.«دختر»
نوشگیل: دلاور ، کامدار. از نام اسپهبدان. «پسر»
نیباک: نترس، شجاع .سردار گیل. «پسر»
نیلو: نام مکانی است. «دختر»
نیما: «پسر»
نیماکه: بزرگ و ریش سفید را گویند . نیماکه در گیلکی شرقی به چم تعاون و شریک است.. «پسر»
نیکا: نام رودخانه ای است. «دختر»
نیناک: نیناکی، مردمک چشم. «دختر»
نینای: عروسک. «دختر»

نام های اصیل گیلکی (و)

وادان: نام روستایی در دماوند. «دختر»
وارش: باران. «دختر»
واریان: نام مکانی. «دختر»
واشک: شاهین تالاب زی. «پسر»
والای: تلاطم. «دختر» «پسر»
وردان: نام تاریخی. از سرداران. «پسر»
وردانشا: نام تاریخی. «پسر»
ورنا: نام باستانی و کهن گیلان در اوستا. دیار کاسپی ها. «دختر» «پسر»
وسمار: «دختر»
وشمگیر: [نگا:وشومگیر] «پسر»
وشومگیر: از شاهان زیار، شکارچی بلدرچی.(وشوم در زبان گیلکی به چم بلدرچین است). «پسر»
ولاش: نام تاریخی. «پسر»
ولکین: نام تاریخی. «پسر»
ولکرستم: یکی از سرداران گیل.«پسر»
ولیج: نام دژی. «پسر»
وندا: دومین اسپهبد. «پسر»
ونداخورشید: سردار دیلمی. «پسر»
ونداد: خواهش ، آرزو، داده ی امید. از سلسله ی پادوسبانان. «پسر»
وندادامید: نام تاریخی. «پسر»
وندادهرمز: نام تاریخی.«پسر»
ونداسپان: نام تاریخی. «پسر»
ونداسفان: [نگا:ونداسپان]. «پسر»
وندرد: نام تاریخی. «پسر»
ونوشه: نام تاریخی. «پسر»
ونی: بلندترین کوه فومن. «دختر» «پسر»
ویجهان: [نگا:ویگهان] «پسر»
ویجن: نام تاریخی. «پسر»
ویگهان: نام پدر تهمورس. «پسر»
ویداس: نام تاریخی. «پسر»
وینداس: نام تاریخی. «پسر»
وینداسپاگان: نام تاریخی. «پسر»
ویه: نام روستایی. «دختر» «پسر»
ویهان: نام سرادر دیلمی. «پسر»
وهادان: «پسر»
وهان: سردار گیل. «پسر»
وهرَز: نام تاریخی. سردار انوشیروان بود که با هشتصد تن یمن را از حبشیان بازستاند و حبشیان را از یمن بیرون راند و خود و فرزنداش تا زمان خسروپرویز در یمن حکمرانی کردند. «پسر»
وهسودان: نام تاریخی. از شاهان جستانی. «پسر»
ووشه: خوشه.«دختر»

نام های اصیل گیلکی (هـ)

هاباد: نام تاریخی. «پسر»
هارای: فغان. «دختر»
هجیر: زیبا ، نیک روی. «دختر» «پسر»
هرجان: نام روستایی است.«دختر»
هروسند: نام تاریخی. «پسر»
هروسندان: نام تاریخی ، از سلسله پادوسبانان. «پسر»
هزارسندان: نام تاریخی. «پسر»
هزارسپ: از نام اسپهبدان.«پسر»
هزارسف: [نگا:هزارسپ] شخصی که هزار اسب داشته باشد. «پسر»
هورسند: خرسند ، شاد ، به چم قناعت و قانع نیز هست. «پسر»
هوسم: نام کهن رودسر. «پسر»
هوشداد: فرماندار دیلمی تبرستان در زمان داریوش سوم هخامنشی. «پسر»

نام های اصیل گیلکی (ی)

یاجین: دندانه های اره و داس و داره را گویند. «پسر»
یازن: نام روستایی. «دختر» «پسر»
یاکند: یاقوت؟، دختر فرخان کوچک. «دختر» «پسر»
یاور: کمک یار (کارگر) کشاورزی موقع کشت و کار را در گیلان گویند. کشاورزان (شالیکاران) موقع کشت و کار به منظور رسیدن به تمام شالیزار کسانی را استخدام میکنند که آنان را یاور می گویند. «پسر»
یالمند: رنگین کمان. «دختر»
یجن: نام یکی از اعیان و بزرگان لاهیجان بود.«پسر»
یزتان: یزدان. نام تاریخی. «پسر»
یزدانگرد: پهلوان خدا یا آفریده ی یزدان. نام سردار گیل.«پسر»
یزدیار: کسی که خداوند یارش باشد. سردار دیلمی. «پسر»

منبع:

http://www.varena.lxb.ir/

همچنین ببینید

عالم ذر چه عالمی است

1. عالم ذرّ پایین ترین مرتبه ی عالم مثال یا برزخ نزولی یا ملکوت سفلی …

۳ نظرها

  1. سیاوش رمضان زاده کتمجانی

    درود برشما
    بسیار قشنگ بود
    استفاده کردم

  2. با سلام. بسیار عالی بود. حتما اگه خداوند فرزندی به بنده عطا کرد از بین این اسامی انتخاب می کنم.بسیار نام های زیبایی هستند. از همه گیلک ها میخوام همین کارو بکنن. ممنون

  3. درود بر شما که مانع فراموشی کامل میراث گیلکان که بی شک یکی از اصیلترین فرهنگهای ایران می باشد می شوید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.