سه شنبه ، ۸ مهر ۱۳۹۹
خانه / بایگانی برچسب: قصه ها و افسانه ها

بایگانی برچسب: قصه ها و افسانه ها

قصه گربه و زنگ

قصه گربه و زنگ تعداد زیادی موش در خانه ای بودند. مردی که در آن خانه زندگی می کرد، گربه ای داشت. گربه خیلی از موشها را کشته بود. سپس پیرترین موش گفت: تمام موشها باید امشب به سوراخ من بیایند تا فکری به حال گربه کنیم. تمام موشها آمدند. …

بیشتر بخوانید »

قصه “دو دوست و خرس”

قصه “دو دوست و خرس” دو دوست از جنگل می گذشتند. یکی از آنها به دیگری گفت: (اگر یک حیوان وحشی از میان درختان بیرون آید من می مانم و بتو کمک میکنم.) دوست دیگر گفت: (اگر حیوانی بیاید من نیز بتو کمک خواهم کرد.) کمی بعد صدای وحشتناکی به …

بیشتر بخوانید »

مرد و سیب ها “قصه ها و افسانه ها”

مرد و سیب ها “قصه ها و افسانه ها” مردی به خانه شخص ثروتمندی رفت. در بین راه جعبه ای سیب در کنار جاده دید. گفت: (احتیاجی به این سیب ها ندارم. مرد ثروتمندی مقدار زیادی غذای خوب به من خواهد داد.) سپس سیب ها را به گوشه ای پرت …

بیشتر بخوانید »

قصه “موش شهری و موش روستایی”

قصه “موش شهری و موش روستایی” زمانی دو موش وجود داشتند. آنها دوست یکدگر بودند. یکی از آنها روستا و دیگری در شهر زندگی می کرد. بعد از چندین سال، موش روستایی موش شهری را دید و گفت: آیا برای دیدن من به خانه من در روستا می آیی؟ موش …

بیشتر بخوانید »